1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

جامعه ایرانی در گذر زمان

.

براستی تا به کی باید حقیقت‏ها را وارونه جلوه دهیم و بسان کبک سر خود را زیر برف کنیم. مگر ممکن است که دستاوردهای دوران پهلوی را هیچ شمرد و مدام استبداد استبداد کرد. بله هیچ کس منکر فضای بسته سیاسی در آن دوران نبوده و نیست اما باید مسائل را از دریچه‏ای نو ببینیم و واقعیات آن زمان را بصورت علمی و جامعه‏شناسانه مورد قضاوت و بررسی قرار دهیم.
مگر ممکن است که شرایط و اوضاع یک مملکت را در 50 سال پیش با شرایط و اوضاع عصر ارتباطات و تکنولوژی کنونی قیاس کرد. بزرگترین دستاورد گذر زمان تحول و تغییر است و این اصلی انکار ناشدنی ست. بنابر این قیاس تحولات کنونی که در اثر گذر زمان بوجود آمده با گذشته‏های دور کاری احمقانه بنظر می‏رسد. اما متاسفانه این رویه اشتباه کماکان در بین عده‏ای باب است و با هیچ منطقی نمی‏توان آنها را قانع کرد.
دومین اشتباه ما از آنجا آغاز می‏شود که ما دید درستی از جامعه‏مان چه در زمان حال و چه در گذشته نداشته و نداریم. بنظر من اشراف به علم جامعه‏شناسی مهمترین فاکتور یک انسان سیاستمدار می‏باشد و ما در قضاوتمان در رابطه با عمل‏کرد یک سیاستمدار باید این فاکتور را هم لحاظ کنیم چرا که گاهی محدودیت‏هایی که از طرف یک سیاستمدار اعمال می‏شود برآمده از دید جامعه‏شناسانه وی می‏باشد.
این پیشگفتار را عرض کردم تا تحولات جامعه ایرانی را در گذر زمان خاصه دوران پادشاهان پهلوی مورد بررسی قرار دهیم چرا که روند تحول جامعه از آن زمان تا کنون با هم ارتباط مستقیمی دارند و جامعه کنونی ایران و بلاخص زنان ایران بشدت تحت تاثیر این دوران توان شکوفایی و عرض اندام را پیدا کردند که این نظام فاشیستی هم توان مبارزه با این تحول شگرف و میمون را ندارد.
اینکه جامعه ایرانی پس از دوران قاجار جامعه‏ای در اوج انحطاط بود و شرایط جامعه در آن زمان چگونه بود را کمتر ایرانی‏ای هست که نداند لذا بازگویی آن ملال‏آور خواهد بود و از حوصله خواننده خارج به همین روی اگر نیک بنگریم دستاوردی که رضا شاه در آزاد کردن زنان از بند ارتجاع خلق کرد تا ابد زنان را وام دار او قرار خواهد داد. این اقدام رضا شاه تحولی رو به جلو و مطابق تحولاتی بود که سال‏ها پیش در دنیای متمدن پس از عصر رنسانس رقم خورده بود که متاسفانه ارتجاع چرخه تحول را در ایران سال‏ها بود که متوقف کرده بود (از زمان حمله اعراب) و از این نظر بی‏انصافی است که اگر این اقدام شجاعانه را لااقل برای بانوان انقلابی عظیم از طرف رضا شاه ننامیم.
اقدام دیگری که می‏توان به آن پرداخت قطع ید روحانیت فاسد و خونخوار بود که سال‏های سال در حال مکیدن خون جامعه ایرانی بودند هرچند این امر در بین عده‏ای از جامعه تحمیق شده ایرانی خوشایند نبود اما همانطور در بالا به آن اشاره کردم این همان دید جامعه‏شناسانه‏ی یک سیاستمدار می‏باشد که گاهی محدودیت و فشار را بر خلاف میل جامعه طلب می‏کند و این همان چیزی‏ست که تاریخ‏نگار در قضاوت تاریخی خود باید مد نظر قرار دهد.
این دو اقدامی که به آنها اشاره شد مهمترین دستاوردهایی بود که رضا شاه برای جامعه ایرانی خلق کرد و ایرانی نوین که تا رسیدن به دموکراسی‏ای پویا و پایدار فرسنگ‏ها فاصله داشت در حال شکل‏گیری بود. چرا که روند تحول در یک جامعه ملزوماتی را طلب می‏کند که یک روزه نمی‏توان به آنها دست یافت و شاید سال‏ها بطول بیانجامد. گواه این مدعا تاریخ است و خوشبختانه با بررسی اجمالی تحول در جوامع پیشرفته‏ای که از قهقرا به سوی مدرنیته و دموکراسی پیش رفته‏اند این ادعا را ثابت میکند هرچند در مواردی ما روند تحولات در این کشورها را گاها خونبار می‏بینیم.
باری دوران محمدرضا شاه دستخوش تحولات بسیاری بود که متاسفانه سایه‏ی بدخواهان بشدت بر سر جامعه ایرانی سنگینی می‏کرد و جامعه ایرانی را دستخوش تنش و تشنج فراوانی کرد از استعمار پیر گرفته تا پیروان قبله استالین و ... به هر روی در دوران محمدرضا شاه ضمن مخالفت‏های فراوانی که وجود داشت و خمینی که یکی از مخالفان سرسخت آن بود با دادن حق رای به زنان جامعه همه آنچه که سالیان سال از بانوان ایرانی صلب شده بود به طور تمام و کمال به انها اعطا شد و برای اولین بار حس برابری با مردان در آنها متجلی شد.
و بالاخره در زمان محمدرضا شاه مهمترین چیزی که لازمه تحقق تمامی آرمان‏های انقلاب مشروطیت و رسیدن به آزادی و دموکراسی بود در حال تحقق و شکل‏گیری بود و آن ایجاد قشر متوسط و جامعه‏ای پویا و تحصیل کرده بود که با اعزام دانشجو به خارج از کشور از زمان پدرش کلید خورده بود. تحولات و اصلاحات عظیم و روبه رشد اقتصادی که زمینه را برای شکل‏گیری قشر متوسط در جامعه فراهم آورد و بورس‏های فراوان دولتی برای جامعه ایرانی جهت تحصیل در بهترین مراکز علمی دنیا ما را قدم به قدم به سمت دروازه‏های دموکراسی نزدیک‏تر می‏کرد . محمدرضا شاه در کتاب پاسخ به تاریخ اشاره می‏کند که قصد او بر آن بوده که پس از ایجاد قشر متوسط و جامعه‏ای آگاه که به موازات اقتصاد شکوفا و روبه رشد ایران در حال شکل‏گیری بود فضای جامعه را باز کند.
اکنون پس از گذشت 33 سال از عمر حکومت جهل و جنون تنها چیزی که جامعه ایرانی را از دیگر جوامع خاورمیانه متمایز می‏کند بیداری جامعه ایرانی و وجود فعال زنان در عرصه‏های اجتماعی است که مسیر ما را در دوران گذار آگاهانه از جمهوری‏اسلامی نسبت به بقیه کشورهای خاورمیانه هموار‏تر می‏کند و همه اینها را جامعه ایرانی مدیون اصلاحات اجتماعی دوران گذشته است.
کافی است شما در جامعه کنونی از عوام سوال کنید که نظر شما راجع به سکولاریسم چیست؟ در بسیاری از موارد جوابی که شما می‏شنوید اینست : «مگر در دوران پهلوی دین از سیاست جدا نبود کسی با کسی کاری نداشت نماز‏خون نمازشو می‏خوند و مشروب خور هم مشروبشو» بنابراین اکنون برای جامعه ایرانی سکولاریسم یک تابو نیست و جامعه ایرانی آن را با گوشت و خون خود لمس کرده و هراسی از آن ندارد و همه اینها مدیون دوران 50 ساله پهلوی می‏باشد.
جامعه ایرانی چه بخواهد چه نخواهد وام‏دار دوران پهلوی است و نمی‏تواند تحولات مثبت اجتماعی‏ای را که در آن زمان به وقوع پیوست و آثار آن کماکان باقی است را نادیده بگیرد.

پاینده ایران

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…